پاسخنامه کامل بازی حدس بزن جدول

انیمه بوروتو نسل جدید ناروتو


نوشیدنی محبوب ایرانی ها
شغل
از سنگهای گرانبها
وسیله نوشتن
اشتباه
گرو گذاشتن
حیوان درنده
نوعی روسری زنانه
تشت
حفره ، گودال
جواب
بدن ، جسد
حالت پرمشتری بودن کالا و داد و ستد
هدایت کننده
وسیله مسافربری
پزشکان
گرد ، مدور
بیشه
آماده کردن نیروهای نظامی و مانند آن برای جنگ
شادمانی ، سرور
خردمندی
درخت تازه کاشته شده
محل خارج شدن طبیعی آب از زمین
تل ، تپه
نام یک ستاره
شجاع
ابله
سخن
زبان تلگراف
مسئول اداره کشور
چرمساز
حیثیت
کلمات
شهامت ، لیاقت
نوحه
متواری
غذای ایتالیایی
اهرم
پیشانی بر زمین گذاشتن
اولین کلام
آموزگار
مشاهده
پرمایه ، متراکم
سرخ رو ، گلگون
بزرگی
نوعی ترشی
روانه کردن
قفسه ، کمد کوچک
هفت شبانه روز
شکها
قبلی
حادثه بد
انسانیت
مربوط به صنعت
ذاتی
فهرست ، سیاهه
صحن خانه
قطعی
برگشت
محافظت کردن
قاضی
سستی
جای افروختن آتش
ورزش یخی
دایی
وسیله ای برای گرفتن و نگه داشتن چیزی
بدی ها
پاکیزه کردن
تاثیرپذیر
معاینه بیمار
مردار
شکوه
آدینه
یورش
غریبه نیست
آب و هوای مناطق ساحلی
فریاد ، بانگ
آبگینه ، شیشه
زن بی شوهر
دل ها
نامه رسان
خنجر
هریک از قسمت های فیلم مربوط به یک صحنه
رخسار ، چهره
با شکنجه کشته شدن
عکس العمل
از آجیل ها
یکنواخت
چاق
نوعی گل
تصویر ذهنی
نمونه ای با ابعاد کوچک تر از هر چیز
قندیل ، چراغدان
ضروری
اخوی
پنج ده تا
حلق
راندمان
گلوله کوچک سنگی یا شیشه آبی که کودکان با آن بازی کنند
تکبر
دیده نمی شود
آینده
پاکیزه
نمایش سینمایی
خیالی
بیهوده
نوعی سنگ که در مجسمه‌سازی و نماسازی ساختمان به‌ کار می‌رود
نیم بیت
کوتاه
خوش بو
ژست
حیوانی بزرگ و نیرومند که شاخی بالای بینی اش دارد
خودداری
غش کرده
زمین وسیع و شوره زار
وسیله‌ای برای روشن کردن آتش
پهناور
مهم
ماده ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به دست می آید
پایتخت انگلستان
افسار
منتهی
ریاکار
ایروبیک
هدایتگر
بسختی صدمه دیده
کتاب تاریخش بسیار معروف است
جوهردان
اسب
شهر انار
گروه
منتشر کننده
از گازهای نجیب
رهبران حکومت
شهر گلاب
بزرگ ده
پهنه ، عرصه
دکان جگرفروش
معاصر
کشاورز
مقابل عمودی
اساس
بی جان
ستاره دنباله دار
پوشیده شده از طلا
در میان
درختی جنگلی با چوبی سخت و میوه‌ای بیضی‌ شکل
آشوب
سخنرانی
گل خشک شده و به هم چسبیده
مقتول
حلقه‌ ی نورانی سفید
چرخ چاه که با آن آب می کشند
ویران شده
ویژه
ماه هفتم میلادی
انگور خشک شده
شبنم
جستجو
مانند ماه زیبا
دود
پیام آور کربلا
خشن
امپراطور روس
تصویر خراب تلویزیون
اهل آمل
شرطبندی
خودرو امریکایی
جزء ها
برادر
از اجزای بدن
اسم مشترک پسر و دختر به معنی آرزو
همانندی
شکست خورده
همگی
چندین سال
رنج
از شهرهای استان خوزستان
خوش گذران
روستا
عارض
سرکش
انزجار ، تنفر
کشوری در امریکای جنوبی
بویایی
موضوع
ظرفی سوراخ سوراخ از جنس مس یا روی
گناهان
شرکت صید و فروش ماهی
سوگند به خدا
قلب قرآن
هدایت کننده هواپیما
استخوان سر زانو
وسیله ای برای هموار کردن آسفالت
برده
خنده دار
زمین خراب و نامزروع
کولاک
آماده
پهلو
نام دختر به معنی خالص و بی غل و غش
روان
پیشگاه
آرامش یافتن
اولین شیری که یک ماده به نوزادش دهد
گوشت ریز کرده و تف داده شده
لامپ
اسباب و اثاثیه عروس
سرکوفت
خوشنویسی
بیکاری ، تنبلی
غذاها
نازیدن ، بالیدن
خود را به رنج افکندن
ترس از خدا و اطاعت امر او
میوه بهشتی
تکذیب کننده
یاغی
عنصری شیمیایی که بصورت الماس و گرافیت یافت می شود
درختکاری شده
مفسر
دستگاه تنفسی جانوران آبزی
خودی
مقدم ، برتر
خواهان
عابد مسیحی
قابله
کف
عبودیت
املاک و اموال وقفی
قسم
مونث بودن
یادگیری
درشتی و تندی
کم استقامت
کوتاه
گرفتاری
کوه های محکم و استوار
یک دهم ها
آشکار
ناقص
فریب
ستم ها
ساختمان
ده و یک
سرزنش
کفش محکم و ساق بلند
آهنگ احساسی و عاشقانه
یکسان
نام دختر به معنی خو گرفتن
سوخته شده
اسب نر
کانون ، مجمع
مقابل زودرس
انتقام گیرنده
انواع
مرحوم
ماده ای سیاه رنگ شبیه قیر که اجساد مردگان را با آن آغشته می کردند
کسی که برای عبادت در مسجد یا گوشۀ دیگر اقامت کند
تفسیر کردن
مهیا
ترغیب ، برانگیختن
از پرندگان شکاری
طرح قانونی که از طرف دولت برای تصویب به مجلس فرستاده می شود
کلیپ ، فیلم
ترسناک
بلند ، رفیع
معروف
کمک کننده
همصدا
دودستگی
دارای همسر
از جنس نر
ماه شاد
همیشگی
رنجیده خاطر
جمع پله
فصلی
گلاویز شدن
جابجا شدنی
دلاوری ، شجاعت
نگارگری
سنگدل
کثیف و انبوه
بهره
دور شونده
بدجنس
اندیشمند
مفتاح
فنا ، نابودی
عید ولایت
برابری
کتاب مذهبی قوم یهود
پراکنده
سرگیجه
کفش ورزشی
آشکار کردن
شهری از توابع کاشان
بدشکل
پایتخت لبنان
پستی ها
ممارست
بی عار ، مفت خور
پادرمیانی
بقایا ، پسمانده
کوهستانی در همدان
دستیار
نام دختر به معنی ماه زیبا
ظرف آب مسافرتی
مروت
انتخاب شده
سرایت
نانوایی
نیکوکاران
از شهرهای ترکیه
اخاذی
نگهبان اسب
مجاور ، مسلط
بی حرکت
ظلمت
غیرعایق
زیبا مانند پری
چپاول
زبانه ترازو
از استانهای جنوبی ایران
رمال
آب مخلوط شده با آهک
عاشق
پولی که بر سر عروس و داماد می ریزند
صاف
معطر
بیکاری
سرخ رنگ
تانک
زمانی که دو خط با یکدیگر زاویه قائمه بسازند
باد کرده
سختی
نامی به معنی سرزمین تور
کج
پدر علم طب جدید
شالی که به دور سر ببندند
آزاد
سرزنده
قنات
شهرنشینی
کشور
گمراه
جدال ، جنگ
بدی کردن
کالاها
اشتباهات
شراب زدگی
آنجا نیست
بلیتی که برای یک مسیر رفت یا برگشت باشد
گلوله تمرینی
نکوهش
وابسته ، موکول
آگاه
چشم به راه
از شهرهای استان هرمزگان
خبرگزاری جمهوری اسلامی
ذهن
تندرو
کسی که دارای پایین‌ترین درجۀ نظامی است
طویله
آغاز چیزی
دفترها
پیشامد
فکس
همگام
پلیدی
پارچه ای دراز که دور سر پیچند
نظامی
یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت
دارای صفتی شدن
فهرست
هوشیار
فن درست ادا کردن حروف و کلمات در تلاوت قرآن
چیدمان
غده
زاییده شده
سیستم آشکاسازی اشیا توسط امواج
نام دختر به معنی آهوی زیبا
یاری
کیف بزرگ
عامل اصلی سرطان ریه
از آلات جنگ که دارای مواد منفجره است
غلام
فریاد
مجموعه‌ ای مسکونی و نسبتاً بزرگ در داخل یک شهر
پویا
عالم ، فلک
خطوط پیشانی
ثناخوانی
قدری
خردسالان
سازمان یافته
اقامت کننده
نوعی شیرینی
علم حساب
اهداف
نگارخانه
پارچه پنبه ای سفید
کمالات
ساختمان سازی
نزدیکان
مسلم
بهشت
وامدار
روحانی دین هندو
خندان
نرم ، لطیف
نام دختر به معنی پاک و منزه
کشور زادگاه بازیهای المپیک
بازیگر مجید دلبندم
دگرگونی
منتظر
استان
فضله چهارپایان
ورزش اول ایران
گوشه گیر
ضد
بی نظیر
مادی
طب سنتی چین
کالابرگی
جسمی بلوری که نور را تجزیه می کند
لقبی برای پادشاهان چین و ترکستان
قبول
محترم
توقفگاه ها
تبسم
بازیگری که اعضای بدن خود را اهدا کرد
پنبه زنی
آهنگ
سینی بزرگ مسی
شواهد
مانندها
به نظم درآمده
مشت و مال
چرخنده
نوشته شده
خوشبختی
توزیع
انتزاع ، مجردسازی
پیوندها
فرمان
الزامی
راه غیراصلی
مقدار مسافتی که تیر بتواند به هدف برسد
خواننده موسیقی سنتی
پایدار کردن
گاری
در آتش نمی سوزد
مثل
مبادله کالا با کالا
دانا ، باهوش
محل اتصال ساق و ران پا
چوب و دیگر اندامهاى گیاهى نیم سوخته
بزرگتر
خودداری از غذا خوردن
صحت
هراس
به کسی گناهی نسبت دادن
آداب و رسوم
حاشیه نویسی
بیزار
بی معنی و بی فایده
حداد
زبان ها
مقید
گرفتاری
اعزام ، راهی
درآمد
نام پسر به معنی شیر
جمع صنعت
هیبت
نوعی گل شیپوری
منسوب به تونس
از سبزی‌ های خوردنی
عمل تحریک ماهیچه‌ های بدن بطوریکه موجب خنده شود
قتلگاه ها
روبرو
گفتار یا نوشتار طنز
استمرار
انبار غذا
دوباره
واسطه
آگهی مکتوب و مصور
بزرگداشت
متمایل ، متوجه
لنگه به لنگه
چیزی که روی آب حرکت کند
جمع نهی
گیاهی زینتی
سرور
فرز
دامنه کوه و تپه
نوبتی
نام پسر به معنی مو سیاه
برچسب
شب ها
قسم خوردن
دغلکار
اختلاف پتانسیل الکتریکی
حالی کردن
توطئه ها
ادامه
خودکامه
سخنگو
براندازی
کهنه
همسطح
نویسنده
لغو
لشکر
افزایش
سوراخ ها
مختص
مانند فرعون متکبر و ستمکار بودن
واحدی برای اندازه گیری مسافت
بخشندگی
با رونق ، پیشرفته ، رشد یافته
ماده ای حاوی میکروب های ضعیف شده یک بیماری
ظالم
موسیقی نظامی
حالتی از ماده
رفیع ، عالیقدر
فلانی
مجبور
زیاده روی
باز کردن روزه
سلسله پادشاهی ایران از سال ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴
عروس خاور میانه
زخم
شرمساری
گرفتار
در حال خوانده یا نواخته شدن
مناسب
مجموعه ای از اعداد و خطوط با پهناهای مختلف که روی محصولی ثبت شود
نگهبان مزرعه
رایگان
نیمتنه گرم که روی لباس های دیگر پوشیده می شود
اتحاد
مشهور کردن
پاک نژادی
الهه آب
نادان
زیان دیده
دور بازی
نام پسر به معنی پادشاه
بی پول و ندار شدن
ظرف مسطح و دوره دار
داستان
خراشیده شده
انیس
کاخ پادشاهی
شهادت گاه ها
بااراده
تشنه نیست
گیاهی خوشبو از خانواده نعناع که مصرف خوراکی و دارویی دارد
دختر پیامبر اسلام
در حال پایکوبی
بی نظم
مژده ، خبر خوش
فنی
مطلوب‌ ترین وضعیت ممکن برای چیزی
پروانه
از اخلاط چهارگانه بدن در طب سنتی
نان فرانسوی
متوقف کننده اتومبیل
بزرگترین سیاره منظومه شمسی
حیاط ، صحن
عزم ، قصد
نوعی چربی
صداها
از شاعران سرشناس در زمینه شعر نو
کفر
با دست چیزی را نشان دادن
میوه ای که پوستش سخت و مغز آن شیرین، خوراکی و روغن دار است
بوی خوش
متجاوز
از القاب رستم زال
هر آن چه که در جنگ از حریف شکست خورده به دست آید
آمیخته ، قاطی
رستاخیز
خمیری چسبناک برای پر کردن درزهای دیوار
مقام
جادو ، سحر
پرنده سخنگو
نام قدیمی شهر مدینه
گفتگوها ، مقولات
بخشش ، عطا
غوغا ، هیاهو
آلات و ادوات جنگ
بسیار
خنده شدید
رگ گردن
ناباب ، ناخلف
بسیار مهربان
تهی دستی
رسته‌ ای در نیروی هوایی شاهنشاهی ایران
فرسودگی
جاویدان به ترکی
نخست وزیر بریتانیا در جنگ جهانی دوم
بهترین
نام دختر به معنی آهو
اکید ، سخت
خروشنده ، غضبناک
فراق
میوه ای که در شربت قند یا شکر پخته شده
خورشی است از روغن و سبزی و پیاز و تخم مرغ و آرد
مرکز کردستان عراق
پلیمر
خارجی
تمامی
ناچیز
دیلم
پادشاه ‌زن
وسیله آبیاری
لقب حضرت عیسی
خودرأی
نیازمند
بردبار ، شکیبا
زن گرامی و عزیز کرده
دوستانه
روشنی ، وضوح
نادانی
خاموش
تمام شده ، به آخر رسیده
نمایشی که همراه با ساز و آواز و شعر باشد
محلی که برای ورزش آماده کرده باشند
شک و گمان
تولیدکننده محصولات شوینده و بهداشتی
فیلمی به کارگردانی بهرام بیضایی
جریمه ها
اطلاع
پرستاری
روسری
نوعی فیل که نسل آن منقرض شده
عنصر فلزی نقره‌ ای‌ رنگ و شکننده
ناشناس
پناه ، امان
چوپانی
پایان
حمال
متعهد شدن
کوشش ، پشتکار
دارنده
بحرانی ، خطرناک
کودک بی پدر
دلواپس
هضم غذا
خواننده محبوب پاپ
شهر حرم امامین عسکریین
علامت
خرید و فروش اجناس به طور غیرقانونی
شهر زیره
نهاد ، تشکیلات
نامه رسان
خلاف حقیقت
شیرینی پز
همنشین
هوشیاری ، ذکاوت
مهمان ناخوانده
ناحیه‌ای در مرز آسیا و اروپا میان دریای خزر و دریای سیاه
پوشش
راحت الحلقوم
نادر
عواقب
پرده دری ، بی حیایی
جمع رعیت
سنگ نوشته
قایق بزرگ
داستان بلند خیالی
خاموش
نجات بخش
پادشاه
زمین ها
از حواس پنجگانه
قاعده
اتصال
ترسو بودن
از ایالت های آمریکا
کاری که انجام دادن آن بهتر از ترک آن باشد
انس گرفته
طفلی که تازه به دنیا آمده
کاری که بی‌ تامل و از روی سستی و سهل‌ انگاری انجام شود
نام پسر به معنی خداوند بارگاه
طعم دهنده غذا
محل خرید و فروش کالا
در هم کشیده ، جمع شده
مجاز از موجود معصوم و بی گناه
تخلف
تجاوز کردن
رودی در کشور عراق
آزادگان
شنا کننده
جایی که در آن چراغ بگذارند
پایتخت مصر
تلخی
نمایان شدن
دختر ابوبکر و همسر پیامبر
شهرآورد
خوشحال
غضبناک
نانی که از آرد گندم و شیر و روغن درست کنند
از عرقیات معطر
از ادویه ها و داروهای گیاهی
قلعه یا دهی کوچک که بر بلندی ساخته باشند
چاقی
رایگان
رساندن نامه یا پیام به کسی
جار و جنجال
وسایل
آزادی
سیاهه
میوه‌ای گرد و کوچک، شیرین و سرخ که هسته‌ای کوچک دارد
بازرگانان
انجام عملی از سر بندگی و دلسوزی برای کسی
نانوا
نام کتاب حضرت داوود از پیامبران بنی اسرائیل
سلول عصبی
کارگردان و بازیگر معروف طنز
شهری در شرق استان تهران و جزو شهرستان پردیس
هر جای گرم و بی‌ آب‌ و علف
عاقل
آراستن
دست و پا گیر
از شهرهای آلمان
کسی که هر آن عقیده اش تغییر می کند
یک ترکیب آلی در دسته آلکان ها
صفت برای دولت های خارجی دوره‌ی قاجار که با ایران روابط دوستانه داشتند
مرکز استان خراسان شمالی
برآورده شدن دعا
زشت و قبیح
گروهی از موجودات تک‌سلولی ذره‌بینی
چراغ خطر خودرو
شخصی یا چیزی که در موردی خاص برجسته شده باشد
عطر
گذشته فعل ندارد
محل برش
مایعی که در فصول سرد در رادیاتور خودرو می ریزند
بسیار راست گو
ماده نرم و سفید رنگی که به صورت رشته ای درون ستون فقرات جای دارد
تفریح
نوعی هواپیمای جنگنده
نام پسرانه و یکی از شخصیتهای شاهنامه
ارمغان
ساکن
از کشورهای آفریقایی
داروساز
تلاشگر
یکی از شهرهای جمهوری آذربایجان
خستگی ، ضربدیدگی
بیرون کردن
دلیری
دختر شاه
آبادانی
پرتو
نام دخترانه به معنی مانند ماه
نوعی کف پوش
خوراکی که مسافران همراه خود برند
اموری که در آن حکم به صواب یا خطا نتوان کرد
ده
محله ای در تهران
صفت تپیدن
مقابل ایستاده
ارشاد
نوعی سوسمار بزرگ
منسوب به مکان و جای
نوعی وان حمام
بیزار ، دلزده ، متنفر
متداول
تقدیر
ممتاز ، عالی
گفتگوی همراه با پرخاش و ستیز
روزنامه ها
خزنده‌ای شبیه سوسمار با چهار دست‌ و پای کوتاه
ارتجاعی ، واپسگرا
استقرار
مونث وحید
آمیخته ، سرشته
علامت
انقباضات پی در پی و غیرارادی ماهیچه ها
انعکاس صدا
باز شده
مبارک ، میمون
پادشاه مسیحی حبشه در دوران رسول خدا
بسیار ، بی شمار
ادویه ای که در ماست و دوغ می ریزند
تمرین
ناگشودنی
هدیه
شخص بدسر و وضع و ژولیده و نکبت زده و پاره و پوره
از تیم های فوتبال باشگاهی ایتالیا
موقت
درختی بسیار سخت که از چوب آن نیزه و تیر سازند
ایراد ، نقص
نامی مشترک برای پسر و دختر
نوعی سالاد شامل سیب زمینی، تخم مرغ، سس مایونز و برخی سبزیجات
پرتو ماه
از شهدای جنگ تحمیلی دارای دکتری فیزیک پلاسما
دگرگون
آشکار
نوعی نان
دلواپسی
واحد تولید و مصرف برق
شخص بلند‌قد و قوی‌هیکل
تایید انگلیسی
رودخانه‌ای که از کشورهای ترکیه، سوریه و عراق می گذرد
یک ساز بادی
ماده روغنی که رویه کفش را با آن تمیز و براق می کنند
محل عوض کردن لباس
شادباش گفتن
ماه دهم میلادی
تختۀ بزرگ و دراز که از تنۀ درخت بریده باشند
رخسار ، چهره
کاری که به طور معمول و مکرر انجام می شود
نوعی پرنده آبزی
نامزد
آن که قوه تشخیص و تمیز ندارد
استقبال
سخنگو
پاره ای از زمان
سفر کوتاه گروهی که به منظور گردش علمی، ورزشی، و مانند آن برگزار می‌شود
نام دخترانه
پر استعداد
برآورد کردن
از شهرهای استان خوزستان
فکس
پایان
بی صدا
رسنده ، پیوسته
هر یک از اعضای هیئت دولت
رنگ سبز تند
جهل
خوابش نمی برد
آیین ها
از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل
گفته ها
پیروی کردن
پیشرفته ، رشد کرده
کسی که به کاری یا چیزی عادت کرده باشد
آلوده به زهر
دارای اجر و پاداش
بحث ، تفحص
شاعر مشهور ایرانی در دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری
اشرافی ، پر زرق و برق
وسیله ای برای صیقلی کردن و جلا بخشیدن به فلزات
سپاسگزار بودن
بیچارگی
میوه‌ای که در شیرۀ شکر پخته شده باشد
به جای وضو
نوشتن به وسیله ماشین تحریر یا کامپیوتر
اسب بارکش
کسی که پارگی و زدگی جامه یا فرش را اصلاح می‌کند
مرضی عفونی و واگیردار که موش صحرایی از عوامل انتقال آن به انسان است
نزدیک‏ترین سیاره به خورشید
از انبیای بزرگ الهی و ملقب به اسرائیل
دندانه های بالای دیوارها و بلندی های هر چیزی
نام مزار یکی از شعرای بزرگ ایران
یک سلاح و ابزار شکار و وسیله چوبی پرتابی
قبل از جوانی
بلبل
پایتخت افغانستان
بالش
محترم ، ارجمند
سزاوار ، شایسته
دوره ضعف بعد از بیماری
لباسی مخصوص خانم‌ها که بر روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود
نام دریاچه ای است در سیستان و بلوچستان
هم جنس
نام دیگر کربلاست
سزای گناه و بدی
از سبزی های خوردنی
جدایی ، دوری
یکی از فرقه‌های افراطی اسلامی
دریای کوچکی که به اقیانوس راه ندارد
جنگ
خوش گوشت
کسی که برای به دست آوردن مروارید، مرجان و مانند آن به زیر دریا می رود
چاک ، رخنه
عهده دار ، مسئول
همدلی
کشوری در امریکای شمالی
صفت شهر‌هایی که در نزدیکی کلان‌شهر‌ها‌ قرار دارند
اسم دخترانه
طلب فتوی کردن

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران پرج